الشيخ محمد تقي بهجت

499

جامع المسائل ( فارسي )

ج بايد احتياطاً يك « 1 » نماز ظهر ، ما بين دو مغرب به جا آورد ، يا مغربى ، ميان دو ظهر نمايد . و اكتفا مىكند در حصول ترتيب ، نيّت واقعى هر گاه فوائت ، همه از يك صنف باشد ، چون ظهر يا غير آن ، پس نيّت كند اوّل ظهرى كه از أو فوت شده ، بعد دوّم ظهر ، و هكذا « 2 » . جواز تقدّم ادا بر قضا ( ب ) س كسى كه نماز قضا دارد ، ادا را در اوّل وقت مىتواند بكند يا نه ؟ ج مخيّر است كه هر كدام را كه مىخواهد در اوّل بكند ، ولى بهتر « 3 » مقدّم داشتن قضا است بر ادا اگر وقت فضيلت ادائيّت فوت نشود ، خصوصاً هر گاه يك نماز قضا شده ، يا مطلق نماز آن روز ، چه يكى باشد چه بيشتر . اعتبار قضا به حال فوت ( ب ) س اگر كسى در سفر ، نمازش فوت شد و در حضر مىخواهد قضاى آن را اتيان كند و همچنين به عكس آن ، [ آيا ] بايد نماز قصر را قصر بخواند و تمام را تمام يا نه ؟ ج بلى اعتبار در قصر و اتمام ، در ادا نمودن آن ، حال فوت است ، يعنى اگر در حضر ، نمازش فوت شده ، تمام كند قضاى آن را هر چند در سفر باشد « 4 » . و اگر كسى در اوّلِ وقت ، مسافر باشد و در آخر وقت ، حاضر ، يا در اوّل وقت حاضر

--> « 1 » براى كسى كه ارادهء تحصيل يقينِ به ترتيب نمايد ؛ و اگر ظهرين ، فوت شده‌اند و نداند از دو روز بوده و در اين صورت ، مقدّم كدام بوده ، يا از يك روز ، احتياطاً دو چهار ركعت را به قصد اوّلْ فوت شده و دوّمْ فوت شده به جا آورد ، اگر چه ترتيب فواتى را لازم ندانيم . « 2 » يعنى مثل صورتى است كه بداند يك ظهر ، در جمعه و يك ظهر ، در شنبه ، فوت شده ، و قصد مىكند فائتِ جمعه و شنبه را ؛ پس ملحق است به صورت علمِ به سابق و لاحق ، زيرا اشاره و تعيين ، بدون تكرار ، ممكن است . « 3 » و احوط براى خروج از خلاف . « 4 » و اگر در سفر ، فوت شده ، قصر كند قضا را اگر چه در حضر باشد .